مسابقه مقاله نويسی

Wednesday, August 10, 2005

نامه ای به ویروس بلستر

ای ویروس بیچاره ی بلستر سلام! سلامی به گستردگی اینترنت وبه تلخی هنگامی که توشمارش معکوس دادی.سلامی به سرعت تو به هنگام پاک کردن فایل های اجرایی کامپیوتر من و در آخر سلامی به غمناکی پریدن ویندوز من!آری با تو سخن می گویم با تو که حتی در جواب فریاد اف یک ویندوز من فقط خندیدی! با تو که وقتی اکسپلورر مرا بستی فقط یک کلام گفتی شات دان .با تو که حتی مک آفی دوهزار و چهار هم گفت :ای کنت دیلیت دیس ویروس! آری با تو سخن می گویم.آن شب تو باز هم آمدی باز هم خندیدی و باز هم شمردی60 59 58,.....و ناگاه صدای ری استارت کامپیوتر و ریختن یک دفعه ی قلب من! کاش شمارش معکوس تو شمارشی به سوی آپ تو دیت بود نه شمارشی به سوی شات دان . ای کاش بودنت دلیل داشت ونابودی برای تو یک سرنوشت نبود.آن شب وقتی آنتی ویروس تو را فعال کردم فقط صدای اف یک تو بود که به گوش می رسید و صدای قهقهه ی ویندوز من! و زمزمه ی احساس من که آرام گفت : بیچاره! تو مردی اما حتی کسی برای تو گریه نکرد هیچ کس جرات گفتن بلند مظلومیت تو را نداشت جز یک زمزمه ی کوتاه احساس من.آن شب وقتی کم کم از نظر اکسپلورر من محو شدی صدایت را شنیدم که گریه کردی درست مثل متولد شدنت آرام وبی صدا...! آن شب که اینترنت دستها ی سوزانش را بر گردن ویندوز من انداخت آن شب که تو در کامپیوتر من متولد شدی آری همان شب بود صدای گریه ی نوزادی مجازی به هنگام متولد شدن از درون وب سایتی ناشناخته. تو گریه کردی اما کسی جز مادرت از تولد تو خوشحال نشد ! ای کاش حداقل مادرت تو را در آغوش می گرفت تا تنهایی بی صدای تورا با بودنش برایت جبران کند.اما حیف ...حیف که مادر تو یک به ظاهر انسان شیطان بود . مادر تو مادر نبود مادرت دشمن بود.اما نگران نباش مادر تو تنها مادری نبود که با سنگدلی مرگ کودکانش را می نگریست شاید او جزء میلیون ها مادر امروز بود.او یک مادر نادان بود که هیچ چیز را ندانست ندانست که گریه ی یک نوزاد حتی یک نوزاد مجازی خود آینده ی یک دنیا ی مجازی است.ندانست که دنیا در گرو یک نوزاد مجازی پاک است.ندانست که تو خود یک دریای پاکی! پس چرا سیاهی ها را در تو ریخت؟! چرا تو را بدین گونه برنامه نویسی کرد کاش برنامه نویس تو به هنگام تولدت آینده ات را می نگریست و او... کاش راهنمای راه بی راهه ی تو نبود اما او راهنمای بدبختی تو بود.آری با تو سخن می گویم ای بلستر ای بلستر قربانی شده. با تو در این روز سخن می گویم. در امروز قرن 21 قرن تکنولوژی اطلاعات و قرن فدا شدن برای progress.نه تو تنها قربانی شده ی این برنامه نویسی نیستی! باری همه چیز برای فرشته ی زیبای progress فدا شد. فرشته ای که شیطان از آب درآمد. ای بلستر ای بلستر فدا شده من در این قرن به غیر از گریه ی بی صدای فدا شدن تو گریه های بی صدای دیگری هم شنیدم. شنیدم آن روز که عشق گفت :بدرود تا قلبی پاک و آن هنگام بود که مرد. شنیدم آن روز که محبت و ایثار دست در دست هم دادند و شاهد آن روز بودم که چمدان بستند و آرام از جاده ی مهربانی گذشتند و هیچ کس هم به بدر قه شان نیامد . من دیدم دیدم آن روز را دیدم غربت عشق و محبت و ایثار و فداکاری را...و دیدم غالب شدن بد بختی در نگاه پیشرفت را. من همه چیز را دیدم .دیدم که پیشرفت با شمشیر تکنولوژی و با زهر ماشینی شدن به جنگ انسانیت رفت و دیدم آن وقت را که خون ریخته شده ی انسانیت زیر تانک افسردگی له شدو فقط آن وقت نفیر انسانیت بود که در میان طوفان در یای بی ارزش شدن غرق شد.همه چیز از بین رفت و در عوض تو متولد شدی .تویی که می توانستی همراه عشق باشی وچراغ راه زیبای به اوج رسیدن.تو بودی که می توانستی مجازیت را همراه با واقعیت با فرشته ی progress همراه کنی ! آری تو بودی و تو بودی وتو بودی...ای بدبخت بلستر من تو آن قدر بد بخت بودی که به دست برادر مجازی درستکارت یعنی آنتی ویروس کشته شدی اما باز هم نگران نباش امروز دنیای کشتن است . فرقی هم نمی کند که برادر باشی یا خواهر غریبه باشی یا آشنا فقط برپا کردن آتش پولدارشدن مهم است و سوخت آن هم امثال توست.باری دنیا در خطر وزیدن یک باد و سوخته شدن همه چیز در عین هیچ چیز است.دنیا در خطر است چون هیچ آتش نشان و هیچ آب و هیچ کپسول خاموش کننده ای توان خاموش کردن حتی یک تکه ی کوچک از این آتش را ندارد چون آتش در قلب انسان هاست باری دنیا در خطر است دنیا در خطر است ... بشتابید بشتابید بودن انسان در خطر است ای انسان تو نیز بشتاب که قلب ها در حال مجازی شدن است !!!!!!!!!!!!!!!!

0 Comments:

Post a Comment

<< Home

Other