مسابقه مقاله نويسی

Wednesday, August 10, 2005

ده دلیل برای مخالفت : اعدام ، چرا و چگونه؟

مقدمه: پس از گذشت سالها زندگی بر روی این کره خاکی ، آدمیان باپیشرفت علم و دانش ، آرام آرام بهتر زیستن را دریافتند و هر روز تلاش و سعی نمودند تا از گذشته ها عبرت آموزند و در حال و آینده آنرا بکار بندند. هر چند افسون قدرت ، بارها و بارها حاکمان کشورها را نابینای تاریخ نمود و طمع شیرین صدور فرمانهای رنگارنگ باعث فراموشی محدود بودن حیطه اختیارات انسان - که حداقل مرگ یکی از نمایان ترین آنهاست - گشت، اما باید قبول داشت که بهبود وضعیت زندگی ، همچنان جاری و پویا ادامه دارد. امروزه اگر چه کمیت عمر انسانها کاهش یافته است ، اما از آنچنان کیفیتی برخوردار گشته است که هیچ انسانی آرزوی زندگی در سالها و قرنهای گذشته را ندارد و حتی در بسیاری از موارد امکان زیستن در آنچنان دنیایی امکانپذیر نمیباشد. در دنیایی که موارد قرون وسطایی تقبیح میشوند، چرا نباید رنگ انسانیت بسیار پر رنگ تر گردد؟ بیائید زوایای دید خویش را گسترش دهیم و از زوایای گوناگون به یک مجرم بنگریم و آنگاه قضاوت نمائیم که آن شخص مستحق چگونه مجازاتی است. نگذاریم مباحثی با نام ارزشهای دینی و شرعی ، ما را از احترام گذاشتن به ارزشهای انسانی - اشرف مخلوقات – بر حذر دارد. انسانی را که به اعتقاد بسیاری از ادیان روح پروردگار در او دمیده شده است، ما آدمیان بدون روح گردانیم. آخر ما انسانهای سراپا تقصیر چه کاره هستیم که به مجازاتهای مرگ دیگر انسانها رای دهیم ( با عذر خواهی از معصومین قوه قضائیه). امیدوارم به آنچنان سطحی از شعور و آگاهی انسانی برسیم که نیاز به استفاده از دلایل شرعی و دینی جهت جلوگیری از انجام جرم نباشد. امیددارم که با افزایش منطق و عقل، زندگی بشری را زیبا نمائیم و نه با مسائل ماورائی. دلایل مخالفت با حکم اعدام را به چندین بخش تقسیم نموده ام که در ذیل به شرح هر کدام میپردازم : 1- قضات ، انسانهای جایز الخطا 2- نیاز به روشهای خشونت آمیز جهت دریافت اقرار انجام جرم 3- تاثیرات اجتماع بر روی اعمال و رفتار انسان 4- تاثیرات جانبی اعدام مجرمان 5- تاثیر اجرای حکم اعدام بر روی مجریان 6- تاثیر اجرای حکم اعدام درملاعام بر روی تماشاچیان 7- عدم تناسب مابین هزینه پرداختی و عبرت آموزی دریافتی 8- قانون نسبی است و با زمان تغییر میکند 9- افزایش هزینه جرم باعث تغییر مجرم نیز میگردد 10- بدست خویش سرمایه های ملی را نابود میکنیم 1- قضات انسانهای جایزالخطا: در هر عملی که انسان به عنوان بررسی کننده و تصمیم گیرنده آن به کار گمارده میشود، احتمال اشتباه وجود دارد. بدترین نوع خطا ، آنگونه خطایی است که نتیجه عمل انجام شده برگشت پذیر نباشد. هنگامیکه در ایران احتمال خطا در حکم پرونده اشخاص در حدود 40 درصد میباشد، بگونه ای که احکام صادره اولیه ، پس از اعتراض و بررسی مجدد پرونده ، بسیارتغییر میکنند و حتی دو قاضی بر روی یک پرونده دو حکم متضاد میدهند و نیز نیک میدانید که بدترین حالت گزینش قضات در ایران انجام میپذیرد. مطمئنا" درصد قابل توجهی از اشخاصی که اعدام میشوند، بیگناه بوده و فهمیدن این مطلب در آینده هیچ ثمری ندارد. توجه فرمائید که هیئت منصفه نیز، فقط باعث کاهش خطا میگردد. قضاوت های عجولانه در جامعه همیشه باعث پشیمانی گشته است ولی نمیدانم چرا باعث عبرت نگشته است. 2- نیاز به روشهای خشونت آمیز جهت دریافت اقرار انجام جرم: هنگامیکه شخص مجرم میداند که در صورت اقرار به گناه مجازات اعدام در انتظار او خواهد بود، تمام توانایی خویش را برای کتمان حقیقت ماجرا خواهد نمود و درنتیجه بازجویان با پذیرفتن این اصل ، تمام شگردها و روشهای اقرارگیری را برای تمامی متهمان بیگناه و گناهکار به کار خواهند بست و چه بسیار افراد کم طاقتی که در عین بیگناه بودن مجبور به اقرار به کارهای ناکرده میشوند که همانا در هنگام اقرار مرگ را بسی شیرین تر از شکنجه می یابند. 3- تاثیرات اجتماع بر روی اعمال و رفتار انسان: اعتقاد روانشناسان و جامعه شناسان بر اینست که محیط و اجتماع و شرایط زندگی و خانواده بیشترین تاثیر در ساختن رفتار و شخصیت افراد را دارا میباشند. واقعا" در مجرم ساختن کودکان بیگناه چه میزان جامعه و خانواه که خود عضو کوچکی از جامعه میباشد تاثیر گذار هستند؟ حال چگونه میخواهیم تمام تقصیرهای دولتمردان و سیاست گذاران را که خوب میدانیم تصمیمات اشتباه آنان بسیاری از افراد را در مجبور به انجام جرم کرده است را فقط از یک نفر و آنهم شخص مجرم بگیریم. چگونه با امکانات حداقلی ، انتظارات حداکثری داریم ؟ ریشه های این چرخه های فساد ( بیکاری، اعتیاد، روان پریشی، عدم شایسته سالاری، رانت خواری، دین فروشی و ...) چه هنگام توسط جامعه شناسایی و با چه فدرتی نابود خواهد گردید؟ 4- تاثیرات جانبی اعدام مجرمان: هنگامیکه فردی از خانواده ای فوت مینماید اثرات قابل توجهی بر روی آن خانواده خواهد داشت و اگرآن شخص نان آور خانواده باشد، فاجعه ای رخ داده است. بچه های خیابانی ، زنان خیابانی و بسیاری از معضلات اجتماعی ناشی از این فقدان میباشد. آیا این فقدان باعث بوجود آمدن چند مجرم دیگر نخواهد شد؟ آیا میزان آسیب پذیری خانواده شخص مجرم چه از لحاظ مادی و چه معنوی افزایش نخواهد یافت؟ 5- تاثیر اجرای حکم اعدام بر روی مجریان: انجام بسیاری از گناهان پس از عادی شدن انجام آنها اتفاق میافتد. نمیدانم آیا تا بحال پژوهشی درخصوص آثار اعدام بر روی مجریان انجام شده است یا خیر؟ آیا شما میتوانید یک انسان را به قتل برسانید؟ چه پیش شرطهایی برای رسیدن شما به این حد از قساوت لازم است؟ چند نفر از عاملان و آمران اعدام ها روح و روانشان به راحتی و آسودگی من و شما میباشد؟ یک شب خواب آسود چند؟ 6- تاثیر اجرای حکم اعدام درملاعام بر روی تماشاچیان: آیا تا به حال توانسته اید جان دادن جانوری را مشاهده کنید؟ اولین مرتبه چه حالی داشتید؟ چگونه برخی امروز میتوانند برای جان دادن انسانی شور و شوق کنند؟ درصورت تغییر ارزشهای انسانی ، جامعه ایرانی به کدامین سوی خواهد رفت؟ اگر انتقام لذت بخش گردد و گذشت فراموش شود ، چگونه باید زیست ؟ 7- عدم تناسب مابین هزینه پرداختی و عبرت آموزی دریافتی: سالهاست که به اثبات رسیده است که تنبیه تاثیر مثبتی در رفتار افراد ندارد. میگوئید نه ؟ پس چرا دیگر در مدارس از فلک نمودن دانش آموزان ، خبری نیست ؟ چرا امروزه تمامی روانشناسان براین مطلب پافشاری مینمایند که رفتار امروز یک مجرم ناشی از عملکرد اشتباه شخص یا اشخاصی در دوران کودکی و یا نوجوانی او بوده است. مگر نه اینکه اجبار بی دلیل قانونی ، باعث گردیده است که بسیاری از هنجارهای اجتماعی امروزه بصورت ناهنجارهای پنهانی لاینحل در آیند؟ 8- قانون نسبی است و با زمان تغییر میکند در سالهای گذشته قانون، معتادان را مجرم و مستحق اعدام میدانست و امروزه معتادان را بیمار و مستحق درمان میداند؟ همانا که تفاوت از زمین تا آسمان است. چه بسیار معتادان بیچاره ای را اعدام نمودند بدون اینکه تاثیر مثبتی داشته باشد و متاسفانه این مطلب را پس از اعدام نمودن هزارها نفر فهمیدند. البته در این کشور بسیار عادی است ، چه بسیار پروژه های گوناگون سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی که بر روی این نسل همانند موش آزمایشگاهی با روش آزمون و خطا انجام میدهند و هیچکس پاسخگو نیست. 9- افزایش هزینه جرم باعث تغییر مجرم نیز میگردد یادم آید که چه بسیار معتادان بدبخت و بیچاره را با نام قاچاقچیان حرفه ای به شهر های دیگر بردند و اعدام نمودند و زندگی خویش را رونق اقتصادی بخشیدند. در کشوری که میتوان با پول بسیاری از کارهای ناممکن را امکان پذیر ساخت، چه سخت است زندانبانان محتاج داشت . همین کافیست که بدانید بیماری ایدز در زندانها بدلیل تزریق مواد رشدی چشمگیر داشته است. 10- بدست خویش سرمایه های ملی را نابود میکنیم: چرا میگویند جوانان سرمایه های ملی هستند؟ خوب میدانیم که برای تبدیل نمودن کودکان بدنیا آمده ، هزینه ای بالغ بر چند ده میلیون نیاز است تا به جامعه فعال (منظور افرادی که کار اقتصادی انجام میدهند) بپیوندند. کشورهای نخبه پذیر همچون کانادا این مسئله را بخوبی میدانند و نیروهای فعال جهان سوم را بدون هرگونه هزینه ای به جامعه فعال خویش اضافه مینمایند. ما میتوانیم برای اعدامیان خویش ، حبس ابد در نظر بگیریم و از آنها در انجام کارهای مختلف استفاده نمائیم . نیروهای بدون حقوق و با کمترین هزینه. متاسفانه هنگامیکه شروع به نوشتن نمودم ، آنچنان ذهنم مورد یورش و هجوم بدبختی های اجتماعی قرار گرفت که کاستن از مطالب میسر نگشت و برای خلاصه شدن مقاله به تیتروار نویسی پناه بردم. و بازهم متاسفانه فکر کردن بر روی مباحثی که امروزه جامعه ما گرفتار آن است و به سادگی قابل حل میباشد، لیکن خودکامگان اجازه نمیدهند، روانم را خراش میدهد. در خاتمه ضمن تشکر فراوان از پیشگامان ایده های نوین ، تداوم اینگونه تبادل دغدغه های اجتماعی را خواستارم.

0 Comments:

Post a Comment

<< Home

Other